تاریخ : چهارشنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۰ 14 ذو القعدة 1442 Wednesday, 23 June , 2021
1

روانشناسی نوع دوستی

  • کد خبر : 622
روانشناسی نوع دوستی

در مورد اینکه چرا نوع دوستی کاملا نوع دوستی نیست و در نهایت برای بشریت مفید است … در بحث جاه طلبی ، من نوع دوستی را کنار گذاشتم و به نوعی کنار گذاشتن عمدی بود. جاه طلبی شخصی مستقیماً از یک نیاز شخصی ناشی می شود در حالی که نوع دوستی طبق تعریف فراتر […]

در مورد اینکه چرا نوع دوستی کاملا نوع دوستی نیست و در نهایت برای بشریت مفید است …

در بحث جاه طلبی ، من نوع دوستی را کنار گذاشتم و به نوعی کنار گذاشتن عمدی بود. جاه طلبی شخصی مستقیماً از یک نیاز شخصی ناشی می شود در حالی که نوع دوستی طبق تعریف فراتر از خود و فراتر از نیازهای شخصی است. نوع دوستی همانطور که فیلسوف فرانسوی آگوست کمته در قرن نوزدهم ابداع کرد به معنای واقعی کلمه “برای دیگران” است. بنابراین نوع دوستی این است که نیازهای دیگران را مقدم بر نیازهای خود قرار دهد و بنابراین با رفتار ایثارگرانه مشخص شود ، اصولاً نوع دوستی دلیل جاه طلبی نخواهد بود. اگر نوع دوستی با جاه طلبی شخصی قرار گیرد ، نوعی اکسی مورون خواهد بود. با این وجود چقدر از این واقعیت است؟ این امر نیاز به یک بررسی دقیق روانشناختی نیز دارد.

نیازهای دیگران قطعاً می تواند ما را به انجام کاری سوق دهد و این بیشتر یک هدف یا مأموریت است تا جاه طلبی. یک مأموریت قویتر از جاه طلبی شخصی است و شخصی که مأموریت دارد معمولاً به این دلیل متقاعد می شود که برای انجام کاری انتخاب شده است و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را انجام دهد. معمولاً مأموریت در مورد یک هدف بالاتر مانند کمک به گروه خاصی از افراد یا انتشار پیام یا صرفاً انتقال دانش یا ریشه کن کردن رنج است. یک مأموریت در زندگی بسیار شبیه یک توهم روانشناختی است و شخصی که با مأموریت اخراج می شود درست مانند یک فرد متوهم احساس می کند که او انتخاب شده یا به سادگی منحصر به فرد است و باید هدف واقعی خود را در زندگی تکمیل کند. با این حال ماموریت ها واقعی هستند و نمی توان آنها را با نظریه های روانشناختی موجود توضیح داد. مأموریت قطعاً قوی ترین ویژگی های روانشناختی است و شخصی که مأموریت دارد به هیچ وجه قابل تغییر نیست و به همین دلیل است که همه رهبران در رویکرد نسبت به کاری که به سادگی باید انجام دهند بسیار قوی هستند. اگرچه روانشناسی تکاملی مانند زیست شناسی تکاملی به رازهای عمیق رفتار نوع دوستانه در انسان پی برده است ، اما توسعه روانشناسی به اندازه کافی توضیح داده نشده است.

بنابراین ، نوع دوستی می تواند دو نوع باشد – رفتار نوع دوستی عمومی که از طریق خیرخواهی ساده یا کمک به دیگران در زندگی روزمره بروز می کند و رفتار نوع دوستی خاص که از طریق داشتن یک علت یا هدف خاص یا مأموریت مشخص در زندگی بروز می یابد.

نوع اول نوع دوستی تقریباً در همه ما دیده می شود ، همه ما به فلسفه اهدا ، اعتقاد به کمک به افراد نیازمند اعتقاد داریم و این در همه حوزه های زندگی از اهدای مبلغ کمی به صورت آنلاین یا بخش قابل توجهی از آن منعکس می شود. حقوق شما برای خیریه یا کمک کردن به پیرزنی ضعیف و ضعیف در عبور از خیابان وقتی عجله دارید.

نوع دوم نوع دوستی ، مأموریت یا هدفی است که من در مورد آن صحبت کردم. این یک ویژگی خاص است و فرد برای تحقق هدف نهایی زندگی خود سوق داده می شود. نوع اول نوع دوستی در همه ما یافت می شود ، نوع دوم فقط در تعداد کمی از ما مشاهده می شود. ترسیم روانشناسی برای هر دو نوع این تظاهرات نوع دوستانه امکان پذیر است.

از نظر زیست شناختی نوع دوستی ، فدای ظرفیت تولید مثل یا انتقال ژنتیکی یک گونه برای کمک به رشد گونه دیگر است. این کاملاً خلاف تکامل داروینی است زیرا به جای کمک به نوع خود ، نوع دوستی بیولوژیکی کمک به رشد و بقای گونه های دیگر است. بنابراین این نوع رفتارها حیوانات را در معرض آسیب تولید مثل قرار می دهد و احتمال تولید تعداد بیشتری از فرزندان را کاهش می دهد. نمونه های بی شماری از رفتار نوع دوستی در میان حیوانات وجود دارد مانند میمون های مخملی هر زمان که ظاهر شکارچیان را احساس می کنند زنگ هشدار می دهند اگرچه به این ترتیب زندگی خود را به خطر می اندازند ، در میان پرندگان پرندگان کمکی زیادی وجود دارند که از بچه های گونه های مختلف محافظت می کنند کلنی های حشرات مانند زنبورها ، زنبورهای کارگر عقیم باقی می مانند تا به روند تولید مثل زنبورهای ملکه کمک کنند. با پیشنهاد اینكه میمونهای مخملی به سادگی بازتابنده هستند و رفتارهای خودجوش ترس را از طریق دادن زنگ هشدار نشان می دهند یا اینکه پرندگان و زنبورها با نشان دادن رفتار نوع دوستانه خارجی ، علاقه شخصی خود را حفظ می كنند ، می توان انگیزه های نوع دوستی را نادیده گرفت. این نوع توضیحات حداقل وقتی بحث برانگیز باشد که ما بخواهیم برون یابی کنیم و بگوییم که انسانها نیز به طور کلی انسان دوست و نوع دوست هستند ، زیرا در داخل آنها چیزی در عوض می خواهند و در نهایت یا در نهایت منافع شخصی خود را دنبال می کنند. آیا چیزی کاملاً ازخودگذشتگی وجود دارد؟ آیا والدین امیدوارند که فرزندانشان روزی بچه هایشان نیز از آنها مراقبت کنند و از آنها مراقبت کنند؟ آیا مردم امیدوارند که مورد احترام قرار گیرند ، پول خود را به امور خیریه می دهند؟ مطمئناً بسیاری از افراد این روزها به صورت ناشناس اهدا می كنند و بسیاری بدون آنكه هویت خود را فاش كنند ، از علتی پیروی می كنند ، آیا دلیلی شبیه به علاقه شخصی دارند یا چیزی مانند رفتار كاملاً ایثارگرانه وجود دارد؟ یک اهدا کننده ناشناس روزی می خواهد مردم بدانند که او اهدا کننده واقعی بوده است. اما در این صورت می توان رفتار ایثارگرانه را به نفع دیگران تبیین کرد و همه ما بخشی از خود را در خود داریم که از خود گذشته است و می خواهد از مرزهای موجودیت خود فراتر رود. چرا؟

ازخودگذشتگی فقط این است که ، ما می خواهیم از آنچه که هستیم بزرگتر باشیم ، می خواهیم بشردوست باشیم زیرا می خواهیم از دام دارایی های مادی فراتر برویم. همان احساس از خودگذشتگی که تا حدی در همه ما دیده می شود ، در مبلغین ، رهبران معنوی یا حتی رهبران سیاسی نیز به میزان بیشتری یافت می شود زیرا از خودگذشتگی دفاعی در برابر بی اهمیت بودن و مرگ و میر خود ماست که توسط وجود مادی تعریف شده است. البته ، من در اینجا وارد فلسفه نخواهم شد و پایبندی به نوع دوستی روانشناسی در مورد تمایل به دوست داشتن توسط دیگران و مرحله ای است که در آن همدلی وجود دارد. در اصطلاحات کاملاً روانکاوی ، «انتقال» و «ضد انتقال» اصطلاحاتی هستند که وقتی بیمار احساسات دیگری را درک می کند ، رابطه بین بیمار و روان درمانگر را تعریف می کنند. اگرچه یونگ روانکاو بر رفتار احتمالی نوع دوستی در معنویت متمرکز بود ، او هنوز هم اظهار داشت که ممکن است خود جویی وجود داشته باشد ، اما طبق نظر یونگ ما به دنبال تعادل در سیستم های انرژی هستیم. کمی بیشتر با توجه به این ، نوع دوستی ، انسان دوستی یا خیرخواهی ممکن است آرزوی ناخودآگاه ما برای جستجوی تعادل در خود و جهان باشد.

روانکاوی به طور کلی نوع دوستی را نوعی رفتار خودکفا می داند اگرچه روانشناسی انگیزشی همانطور که در روانشناسی جاه طلبی بحث شده است ، نشان می دهد که نوع دوستی با مرحله واقعی سازی نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو سازگارتر است. برای تکرار مختصر ، آبراهام مازلو نظریه سلسله مراتب نیازهای خود را توسعه داد که در آن وی اظهار داشت که بالاترین نیازهای انسان نیازهای خود واقعی سازی است که در همه ما وجود دارد و به طور مناسب نوع دوستی را توضیح می دهد.

با این حال خواه این نیاز یک رهبر باشد که توسط یک مأموریت برای کمک به جامعه اخراج شده باشد یا نیاز یک جوان برای شرکت در کار داوطلبانه ، نوع دوستی ممکن است هنوز ریشه در نیازهای ناخودآگاه ما برای زندگی در دنیای بهتر ، پیدا کردن و توسعه یک تعادل داشته باشد. جامعه ، برای گسترش و گسترش خود به چیزی بزرگتر از وجود کوچک خود. نوع دوستی هنوز توسط نیازهای ما برای هدفی بالاتر یا بالاتر در زندگی تعریف می شود. سپس همه اینها سرانجام نشان می دهد که ما برای مزیت تکاملی خود به دیگران کمک می کنیم ، بنابراین حتی اگر نوع دوستی ظاهرا نوع دوستی به نظر برسد ، ممکن است حقایق خودخواهانه عمیق تر و ناخودآگاه وجود داشته باشد که نمی توانیم آنها را نادیده بگیریم. وقتی به دیگران کمک می کنیم و از آنها محافظت می کنیم ، در نهایت احساس محافظت می کنیم. ممکن است چیزی مانند از خودگذشتگی مطلق وجود نداشته باشد و حتی اگر چنین چیزی وجود داشته باشد ، در نهایت برای هیچ کس خوب نخواهد بود.

لینک کوتاه : https://fardayekhoob.ir/?p=622

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.